قم؛ قطب تولید، اما بیرون از ویترین
قم برای صنعت کفش و دمپایی ایران، یک استان عادی نیست. بسیاری از فعالان صنفی و اقتصادی، این استان را یکی از اصلیترین کانونهای تولید در این حوزه میدانند؛ استانی که به گفته برخی برآوردهای غیررسمی، حدود ۵۰ درصد ظرفیت تولید کفش و دمپایی کشور را در اختیار دارد. با چنین جایگاهی، انتظار طبیعی این بود که قم نهفقط در حوزه تولید، بلکه در حوزه نمایش، بازاریابی، ارتباطات تجاری و معرفی ظرفیتهای خود نیز نقش محوری داشته باشد. نمایشگاه بینالمللی کفش قم دقیقاً در همین نقطه اهمیت پیدا میکرد؛ رویدادی که میتوانست ویترین طبیعی صنعت کفش کشور در استانی باشد که بار اصلی تولید را بر دوش میکشد. اما آنچه در عمل رخ داده، چیزی خلاف این منطق است: قم تولید میکند، اما نمایشگاه در جای دیگری برگزار میشود.
یک نمایشگاه؛ بیش از یک رویداد چندروزه
برگزاری نمایشگاه بینالمللی کفش در قم، تنها به معنای چیدن چند غرفه و حضور چند تولیدکننده نبود. این رویداد در طول سالهای گذشته، آثار اقتصادی مستقیمی برای استان ایجاد میکرد. در روزهای برگزاری نمایشگاه، هتلها و اقامتگاهها با افزایش مراجعات روبهرو میشدند، ناوگان حملونقل شهری و بینشهری فعالتر میشد، رستورانها و مراکز خدماتی رونق میگرفتند و بازار قم نیز از حضور مهمانان، خریداران و فعالان صنفی بیبهره نمیماند. به بیان روشنتر، نمایشگاه کفش برای قم فقط یک مناسبت تخصصی نبود؛ بلکه یک پیوست اقتصادی واقعی داشت. از همین رو، خروج آن از استان را نمیتوان یک جابهجایی ساده اداری یا تقویمی تلقی کرد. این تصمیم، در عمل به معنای انتقال بخشی از منافع اقتصادی قم به خارج از استان بوده است.
خروج در ۱۴۰۳؛ تداوم در ۱۴۰۴
موضوع زمانی حساستر میشود که این انتقال، محدود به یک سال نمانده و نمایشگاه در سالهای ۱۴۰۳ و ۱۴۰۴ در تهران برگزار شده است. این استمرار، این پرسش را جدیتر میکند که آیا با یک تصمیم موقت مواجه بودهایم یا با روندی که عملاً در حال حذف قم از میزبانی یک رویداد راهبردی است؟ اگر این خروج، نتیجه یک تصمیم کوتاهمدت و اضطراری بوده، چرا برای بازگشت آن اقدام مؤثر و علنی دیده نشده است؟ و اگر از ابتدا بنا بر انتقال بلندمدت بوده، این تصمیم بر پایه چه گزارش کارشناسی، چه ارزیابی اقتصادی و با لحاظ چه منافعی اتخاذ شده است؟
بهانه زیرساخت یا حذف صورتمسئله؟
در برخی محافل مرتبط، از کمبودهایی در حوزه زیرساخت و خدمات نمایشگاهی قم به عنوان یکی از دلایل انتقال یاد میشود؛ مواردی از جنس نواقص اجرایی، کمبود برخی امکانات رفاهی یا خدماتی و ضعفهای قابل پیشبینی در میزبانی. اما مسئله اینجاست که حتی اگر این ایرادها را بپذیریم، باز هم پرسش اصلی پابرجاست: چرا راهحل، اصلاح نبود و حذف بود؟ اگر در یک مجموعه نمایشگاهی کمبودهایی وجود داشته، آیا وظیفه مدیران، متولیان و نهادهای مرتبط، رفع کاستیها نبوده است؟ آیا منطقی است که به دلیل برخی نواقص قابل رفع، اصل یک ظرفیت مهم اقتصادی و نمایشگاهی از استان خارج شود؟ و اگر این کمبودها واقعاً آنقدر جدی بوده که ادامه میزبانی را ناممکن کرده، چرا پیشتر برای ارتقای زیرساختها برنامهریزی نشده بود؟ اینجا همان نقطهای است که روایت رسمی، اگر وجود داشته باشد، نیازمند شفافسازی دقیق است. چون در افکار عمومی و در میان برخی فعالان این صنعت، این ذهنیت شکل گرفته که بخشی از دلایل اعلامی، بیش از آنکه ریشه در ضرورت داشته باشد، ممکن است نقش توجیه پسینی برای یک تصمیم از پیش گرفتهشده را بازی کرده باشد.
اختلافات مدیریتی؛ شایعه، واقعیت یا حلقه مفقوده؟
در فضای غیررسمی صنف، روایتهایی مطرح است مبنی بر اینکه اختلافات مربوط به مناسبات مدیریتی و ترکیب هیأتمدیره در مجموعه شهر نمایشگاهی قم، در سرنوشت این نمایشگاه بیاثر نبوده است. در این روایتها گفته میشود برخی چهرههای ذینفوذ، پس از آنکه به هر دلیل نتوانستهاند در ساختار مدیریتی مورد نظر خود به جایگاه دلخواه برسند، در مسیر تضعیف نقش قم در این رویداد قرار گرفتهاند.
بدیهی است این ادعاها، تا زمانی که مستندات رسمی و قابل اتکا درباره آن منتشر نشده، در حد گمانهزنی باقی میماند. اما همین گمانهزنیها زمانی اهمیت پیدا میکند که هیچ پاسخ شفاف، رسمی و قانعکنندهای برای افکار عمومی ارائه نشده باشد. سکوت مسئولان در برابر چنین حرف و حدیثهایی، نهتنها مسئله را حل نمیکند، بلکه زمینه را برای تقویت شائبهها و روایتهای غیررسمی باز میگذارد. مسئله این نیست که رسانه بدون سند حکم صادر کند؛ مسئله این است که مسئولان نباید با سکوت، جای خالی سند و توضیح رسمی را به شایعات واگذار کنند.
قم چه چیزی را از دست داد؟
خروج نمایشگاه بینالمللی کفش از قم، فقط خروج یک برنامه نمایشگاهی نیست. این اتفاق در عمل میتواند به معنای از دست رفتن مجموعهای از فرصتها باشد:
کاهش نقش قم در برندینگ ملی صنعت کفش
کمرنگ شدن حضور مستقیم خریداران و فعالان بازار در بستر اصلی تولید
از دست رفتن منافع جانبی برای هتلها، حملونقل، رستورانها و خدمات شهری
تضعیف ارتباط مستقیم تولیدکنندگان قمی با شبکههای توزیع و بازارهای جدید
انتقال اعتبار میزبانی یک رویداد تخصصی از قم به استانی دیگر
در چنین شرایطی، مسئله فقط این نیست که نمایشگاه کجا برگزار شد؛ مسئله این است که سهم قم از زنجیره ارزش صنعت خودش چگونه کاهش یافت.
سکوت نهادهای مسئول؛ ابهامی که هر روز بزرگتر میشود
یکی از مهمترین ابعاد این پرونده، نبود شفافیت کافی از سوی نهادهای مسئول است. وقتی استانی با این سطح از مزیت تولیدی، میزبانی یک رویداد تخصصی مهم را از دست میدهد، انتظار میرود دستگاههای مرتبط در حوزه صنعت، اقتصاد، نمایشگاه، اتاقهای صنفی، نهادهای اجرایی و حتی مراجع نظارتی، توضیحی روشن و مستند ارائه کنند.
تاکنون افکار عمومی پاسخی روشن به این پرسشها دریافت نکرده است:
چه کسی تصمیم نهایی را گرفت؟
چه گزینههایی برای حفظ نمایشگاه در قم بررسی شد؟
چه میزان خسارت اقتصادی برای قم برآورد شده است؟
چه برنامهای برای بازگشت این رویداد وجود دارد؟
و مهمتر از همه، اگر تصمیم درست بوده، چرا با شفافیت از آن دفاع نمیشود؟
هرچه این سکوت طولانیتر شود، این شبهه تقویت میشود که شاید در پشت این انتقال، ملاحظاتی فراتر از منافع عمومی و استانی وجود داشته است.
افکار عمومی پاسخ میخواهد، نه کلیگویی
مردم قم، تولیدکنندگان، فعالان بازار، صاحبان مشاغل خدماتی و همه کسانی که بهطور مستقیم یا غیرمستقیم از این نمایشگاه منتفع میشدند، حق دارند بدانند چه شد که این ظرفیت از استان خارج شد. افکار عمومی، پاسخ روشن میخواهد؛ نه تعارف اداری، نه کلیگویی، نه ارجاع مسئله به حاشیهها و نه سکوتی که هر روز بر ابهامات میافزاید. اگر تصمیم بر پایه کار کارشناسی بوده، اسناد آن منتشر شود. اگر اشکال در زیرساخت بوده، گزارش برنامه اصلاح آن ارائه شود. اگر اختلافات مدیریتی، صنفی یا ملاحظات شخصی در این میان بیاثر نبوده، نهادهای مسئول باید ورود کنند و حقیقت را برای مردم روشن سازند.
قم را از نمایشگاه خودش کنار نزنید
پرونده نمایشگاه بینالمللی کفش قم، امروز به یک آزمون برای سنجش میزان پاسخگویی، شفافیت و اولویتدادن به منافع عمومی تبدیل شده است. برای استانی که یکی از قطبهای اصلی تولید کفش و دمپایی کشور است، از دست دادن میزبانی این رویداد، فقط یک عقبنشینی اجرایی نیست؛ بلکه نشانهای نگرانکننده از ضعف در صیانت از منافع استانی است.
قم ظرفیت دارد، جایگاه دارد و سهم دارد
آنچه امروز محل پرسش است، این است که چه کسانی نتوانستند، نخواستند یا اجازه ندادند این ظرفیت در خود استان حفظ شود؟
تا زمانی که پاسخ شفاف و مستند به این پرسش داده نشود، مطالبه برای روشن شدن ابعاد این تصمیم، نهتنها فروکش نخواهد کرد، بلکه جدیتر نیز خواهد شد.
۱۰ سؤال مهمی که مسئولان باید پاسخ دهند
1. چه نهاد، شورا یا مجموعهای تصمیم نهایی برای انتقال نمایشگاه بینالمللی کفش از قم به تهران را اتخاذ کرده است؟
2. آیا برای این انتقال، گزارش کارشناسی مکتوب، مصوبه رسمی یا ارزیابی اقتصادی وجود دارد؟ اگر هست، چرا منتشر نمیشود؟
3. با وجود سهم بالای قم در تولید کفش و دمپایی کشور، چرا میزبانی مهمترین رویداد تخصصی این صنعت از استان سلب شده است؟
4. مشکلات مطرحشده درباره زیرساختهای نمایشگاهی قم دقیقاً چه بوده و چرا برای رفع آنها اقدام جدی و فوری صورت نگرفته است؟
5. اگر کاستیها قابل حل بوده، چرا به جای اصلاح زیرساختها، اصل نمایشگاه از قم خارج شده است؟
6. آیا اختلافات مدیریتی، رقابتهای درونصنفی یا منافع محدود برخی افراد در این تصمیم بیتأثیر بوده است؟
7. نهادهای نظارتی و دستگاههای مسئول تاکنون چه بررسی مشخصی درباره فرآیند این انتقال انجام دادهاند و نتیجه آن چه بوده است؟
8. خسارت اقتصادی مستقیم و غیرمستقیم خروج نمایشگاه از قم برای هتلها، حملونقل، بازار و خدمات شهری استان چقدر برآورد شده است؟
9. چه برنامه زمانبندیشده و عملیاتی برای بازگرداندن نمایشگاه بینالمللی کفش به قم وجود دارد؟
10. در نهایت، چه کسی مسئول پاسخگویی به افکار عمومی درباره از دست رفتن این ظرفیت اقتصادی برای قم است؟
لینک کوتاه : https://servateirani.ir/?p=9261