اگر قرار است آدرس درست به مردم بدهیم، باید مسئله را دقیقتر ببینیم.عدد دلار بهتنهایی همه واقعیت را نشان نمیدهد. برای مقایسه قیمت دلار در سالهای مختلف، باید کاهش ارزش پول ملی و تورم را هم در نظر گرفت. مثلاً دلار ۱۹ هزار تومانی سال ۱۳۹۷، با محاسبه تورم تا امروز، حدود ۴۵۵ هزار تومان میشود. دلار ۲۵ هزار تومانی سال ۱۳۹۹ حدود ۳۰۰ هزار تومان و دلار ۵۳ هزار تومانی اسفند ۱۴۰۱ حدود ۲۴۱ هزار تومانِ امروز میشود.
این اعداد فقط یک نکته را نشان میدهند: بخش مهمی از افزایش قیمت دلار، نتیجه کاهش ارزش ریال در طول سالهاست. بنابراین به جای اینکه تمام افزایش نرخ ارز را به تحریم و فشار خارجی نسبت دهیم، باید درباره عوامل داخلی کاهش ارزش پول ملی، از جمله رشد نقدینگی و سیاستهای پولی و مالی، هم پاسخ روشن بخواهیم.
معنای این اعداد چیست؟
معنای آن این نیست که دلار امروز «ارزان» است یا افزایش نرخ ارز مسئلهای نیست. معنای آن این است که بخشی از آنچه در ظاهر «گران شدن دلار» مینامیم، در واقع نتیجه کاهش ارزش پول ملی است.
به زبان سادهتر، گاهی مسئله اصلی این نیست که دلار چقدر گران شده؛ مسئله این است که ریال چقدر قدرت خرید خود را از دست داده است.
آدرس اشتباه، سیاستگذاری اشتباه
اینجاست که نحوه تحلیل مسئله اهمیت پیدا میکند.اگر هر بار افزایش نرخ ارز را صرفاً با تحریم، محاصره اقتصادی و فشار خارجی توضیح دهیم، ممکن است ناخواسته یک خطای مهم مرتکب شویم: عوامل داخلی را از کانون توجه خارج کنیم.
تحریم میتواند درآمد ارزی را محدود کند، هزینه مبادلات خارجی را افزایش دهد و نااطمینانی اقتصادی ایجاد کند. اما تحریم بهتنهایی توضیحدهنده تمام تورم مزمن و کاهش مستمر ارزش پول ملی نیست.
یکی از مهمترین متغیرهایی که باید جدی گرفته شود، رشد پایه پولی و نقدینگی و نحوه تأمین کسریهای مالی است. هنگامی که حجم پول و اعتبار با سرعتی بیش از ظرفیت تولید اقتصاد افزایش پیدا کند، طبیعی است که فشار تورمی ایجاد شود و بخشی از این فشار در بازار داراییها، از جمله ارز، طلا و مسکن، منعکس شود.
بنابراین، اگر برای مردم توضیح دهیم که علت اصلی همه مشکلات «دشمن و تحریم» است (بخش بیرونی اقتصاد)، ممکن است بخشی از واقعیت را ببینیم اما بخش مهم دیگری را نبینیم: تصمیمهای اقتصادی داخل کشور نیز پیامد دارند و باید درباره آنها پاسخگو بود . (بخش داخلی اقتصاد)این همان نقطهای است که بحث اقتصاد مقاومتی معنا پیدا میکند.
اقتصاد مقاومتی یعنی منتظر رفع تحریم نمانیم
مقام معظم رهبری شهید در تبیین اقتصاد مقاومتی بر تقویت بنیانهای داخلی اقتصاد تأکید کردهاند و تصریح داشتهاند که در اقتصاد مقاومتی، «تکیه بر تولید داخلی» و «استحکام بنیه درونی اقتصاد» اهمیت اساسی دارد. همچنین در بیان دیگری تأکید کردهاند که اگر مسئولان نتوانند حربه تحریم را از بین ببرند، در داخل کشور راهکارهای فراوانی برای کند کردن اثر آن وجود دارد و با توجه درست به داشتههای داخلی میتوان اثر تحریم را کاهش داد.
این نگاه، یک پیام مهم برای سیاستگذار دارد: تحریم نباید بهانهای برای تعطیل کردن مسئولیت داخلی باشد.
اقتصاد مقاومتی قرار نیست بگوید تحریم وجود ندارد؛ اتفاقاً نقطه شروع آن پذیرفتن همین واقعیت است که فشار خارجی ممکن است وجود داشته باشد. اما سؤال این است که اقتصاد کشور را چنان سامان دهیم که تکانه خارجی نتواند زندگی مردم را هر بار با یک شوک جدی مواجه کند.
در سیاستهای کلی اقتصاد مقاومتی نیز بر فعالسازی منابع مالی، سرمایه انسانی و ظرفیتهای داخلی و همچنین استفاده از تواناییهای انسانی و امکانات کشور تأکید شده است.
پس اگر اقتصاد ما با هر تحریم، هر تنش سیاسی یا هر محدودیت خارجی به سرعت دچار التهاب میشود، باید در کنار بررسی عامل خارجی، یک سؤال جدیتر هم بپرسیم: چرا اقتصاد داخلی ما هنوز تا این اندازه در برابر شوکها آسیبپذیر است؟
مسئولیت، یعنی پاسخگویی؛ نه توضیح دادن برای ناکارآمدی
در مدیریت اقتصادی، پذیرش مسئولیت باید به معنای پذیرش پاسخگویی هم باشد.مقام معظم رهبری در بیان معیارهای مسئولیت اجرایی تأکید کردهاند: آن کسانی که وارد میدان میشوند، باید کسانی باشند که در خود تواناییِ کشیدن این بار را بیابند.این سخن فقط برای زمان انتخابات نیست؛ یک اصل مدیریتی است.
هر مدیری که مسئولیت سیاستگذاری پولی، مالی، ارزی، تولید، تجارت یا تنظیم بازار را میپذیرد، باید در برابر نتیجه تصمیم خود پاسخگو باشد. اگر سیاستی منجر به رشد بیضابطه نقدینگی، افزایش تورم یا تضعیف قدرت خرید مردم میشود، نمیتوان تمام آثار آن را با یک واژه به نام «تحریم» توضیح داد.
مردم نیازمند شنیدن واقعیتاند، نه آدرس اشتباه.
اگر تحریم مؤثر است، باید میزان اثر آن را بررسی کنیم. اگر ضعف مدیریت مؤثر است، باید درباره آن سخن بگوییم. اگر سیاست پولی اشتباه است، باید آن را اصلاح کنیم. اگر کسری بودجه عامل فشار بر منابع بانک مرکزی و شبکه بانکی است، باید منشأ آن را درمان کنیم.این یعنی اقتصاد مقاومتی در عمل.
مسئله فقط دلار نیست؛ مسئله ارزش پول ملی است
وقتی قیمت دلار از ۲۰ هزار تومان به ۲۰۰ هزار تومان میرسد، ممکن است ذهن جامعه فقط روی «دلار گران شد» متمرکز شود. اما در اقتصاد، نیمه دیگر این اتفاق را هم باید دید: ریال تضعیف شده است.
بنابراین مبارزه با تورم، فقط مدیریت بازار ارز نیست. ثبات پول ملی بدون انضباط مالی، کنترل رشد نقدینگی، اصلاح نظام بانکی، افزایش بهرهوری، رشد تولید و کاهش وابستگی بودجه به منابع ناپایدار امکانپذیر نیست.
اگر امروز نرخ ارز افزایش پیدا کند و ما با تزریق ارز یا اقدامات کوتاهمدت آن را موقتاً کنترل کنیم، اما همزمان موتور خلق نقدینگی روشن بماند، مسئله بهطور اساسی حل نشده است.
ممکن است نرخ ارز برای مدتی آرام شود، اما فشار تورمی در جای دیگری خود را نشان دهد.بنابراین، باید از سیاستهای مُسکنمحور فاصله گرفت و به سراغ ریشه رفت.
به مردم چه باید گفت؟به مردم نباید گفت تحریم هیچ اثری ندارد؛ چنین ادعایی با واقعیت اقتصادی سازگار نیست.اما به همان اندازه نیز نباید گفت هر مشکل اقتصادی، نتیجه تحریم است.
پیام اقتصاد مقاومتی دقیقاً در همین نقطه روشن میشود: تهدید خارجی را ببینیم، اما ظرفیت داخلی را فراموش نکنیم.
اگر تولید داخلی تقویت شود، اگر سرمایه انسانی کشور به کار گرفته شود، اگر سیاست پولی منضبط باشد، اگر کسریهای مالی به شکل پایدار مدیریت شود، اگر نظام بانکی اصلاح شود و اگر تصمیمگیری اقتصادی ثبات و پیشبینیپذیری داشته باشد، طبیعتاً قدرت اقتصاد برای مقابله با شوکهای خارجی بیشتر خواهد شد.
اقتصاد مقاومتی یعنی اقتصاد کشور به نقطهای برسد که تحریم نتواند هر بار سفره مردم را هدف قرار دهد.
پس سؤال دقیقتر این نیست که دلار امروز گران است یا ارزان؟
سؤال اصلی این است:چرا ارزش پول ملی کاهش پیدا کرده و برای حفظ قدرت خرید مردم چه کردهایم؟ اگر این سؤال را درست مطرح کنیم، آدرس مسئله را نیز درست پیدا خواهیم کرد.
و مهمترین مطالبه اقتصادی از مسئولان همین است: تحریم را ببینید، اما پشت تحریم پنهان نشوید؛ ضعفهای داخلی را اصلاح کنید و ظرفیتهای کشور را به میدان بیاورید. این همان مسیری است که اقتصاد مقاومتی برای ما ترسیم کرده است.






