به گزارش پایگاه خبری ثروت ایرانی، یک سال از آغاز دوره مدیریتی فرامرز عظیمی در شهرداری کلانشهر قم گذشته است؛ یک سالی که طبیعتاً باید فرصت مناسبی برای شناخت دقیق ظرفیتها، ضعفها و عملکرد مدیران مناطق، سازمانها و مجموعههای تابعه میبود. در ابتدای این دوره، انتظار میرفت پس از یک دوره ارزیابی، مدیرانی که کارنامه قابل قبولی ندارند بهتدریج کنار گذاشته شوند و نیروهای توانمند و کارآمد فرصت بیشتری برای خدمت پیدا کنند. با این حال، سرعت تغییرات مدیریتی در این مدت آنچنان که انتظار میرفت نبود و بخشی از مدیران باقیمانده از دوره گذشته همچنان در مسئولیت خود حضور دارند. البته این نکته را نیز باید پذیرفت که تغییر هر مدیر الزاماً نشانه ضعف او نیست و یک شهردار حق دارد به مدیران خود فرصت بدهد؛ اما این فرصت زمانی معنا دارد که در نهایت، ارزیابی عملکردی دقیق و شفاف مبنای تصمیمگیری قرار گیرد.
مسئله اما از جایی جدی میشود که اکنون، پس از گذشت یک سال، شنیدههایی درباره احتمال جابهجایی برخی مدیران کارآمد شهرداری قم مطرح شده است؛ مدیرانی که بنا بر ارزیابیهای موجود، در حوزه مسئولیت خود عملکرد قابل دفاعی داشتهاند و توانستهاند بخشی از مشکلات مجموعه تحت مدیریتشان را سامان دهند. اگر این شنیدهها صحت داشته باشد، این سؤال بهصورت جدی پیش روی شهردار قم قرار میگیرد که معیار جابهجایی مدیران چیست؟ آیا ملاک، کارنامه و خروجی مدیریتی است یا فشارها، مناسبات و توصیههای خارج از ساختار کارشناسی؟ بدیهی است که شهردار میتواند هر مدیری را تغییر دهد، اما وقتی پای مدیران کارآمد به میان میآید، تصمیم بدون توضیح و بدون ارائه منطق روشن، میتواند موجب بیاعتمادی در بدنه شهرداری و حتی دلسردی نیروهایی شود که تصور میکنند تلاش و عملکرد حرفهای، تضمینی برای ادامه فعالیت مدیریتی آنها نیست.
از سوی دیگر، تناقضی قابل تأمل در ساختار فعلی مدیریت شهری قم دیده میشود؛ برخی مدیران ناکارآمد که از دوره قبل باقی ماندهاند همچنان در مسئولیت هستند و در مقابل، بعضی مدیرانی که در دوره فعلی منصوب شدهاند نیز نتوانستهاند انتظارات را برآورده کنند. در چنین شرایطی، انتظار از شهردار این است که به جای تصمیمگیریهای مقطعی، یک ارزیابی جامع مدیریتی انجام دهد؛ ارزیابیای که همه مدیران، از معاونتها و مدیران ستادی گرفته تا شهرداران مناطق و مدیران سازمانهای تابعه، به یک اندازه در معرض آن قرار گیرند. اگر مدیری ضعیف است، فارغ از اینکه چه کسی او را منصوب کرده، باید پاسخگو باشد و اگر مدیری توانمند است، فارغ از اینکه چه کسی او را معرفی کرده، باید حمایت شود. این همان معنای واقعی شایستهسالاری است.
اما بخش مهمتر ماجرا به برخی مدیران ستادی بازمیگردد؛ مدیرانی که قرار است نقش پشتیبان و تسهیلکننده فعالیت مناطق و سازمانها را ایفا کنند، اما بر اساس گلایهها و شنیدههای موجود، در مواردی خود به یکی از موانع پیش روی مدیران اجرایی تبدیل شدهاند. وقتی یک مدیر منطقه یا سازمان برای پیشبرد یک پروژه و حل یک مسئله، به جای دریافت حمایت از ستاد، با بروکراسی، سنگاندازی یا تصمیمات متناقض مواجه میشود، نتیجه چیزی جز کند شدن روند خدمترسانی نیست. مدیر ستادی باید راه را برای مدیر اجرایی باز کند، نه اینکه تبدیل به گلوگاهی شود که کارها در آن متوقف بماند. اگر چنین رفتاری وجود دارد، سؤال این است که چرا عملکرد مدیران ستادی با همان حساسیتی که عملکرد مدیران مناطق و سازمانها بررسی میشود، مورد ارزیابی قرار نمیگیرد؟
نکته قابل تأمل درباره یکی از همین مدیران ستادی، به ماههای ابتدایی حضور فرامرز عظیمی در شهرداری بازمیگردد. بر اساس اطلاعات و شنیدههایی که مطرح شده، این فرد در ابتدای دوره مدیریتی جدید و زمانی که تازه به مسئولیت رسیده بود، در اقدامی که گفته میشود با هدف تأمین منافع شخصی صورت گرفته، وارد موضوعی شده که از آن بهعنوان یک تخلف بزرگ یاد میشود؛ موضوعی که بنا بر همین روایتها، با هوشیاری و ورود بهموقع مجموعههای حراستی و نظارتی، از ادامه آن جلوگیری شده است.
اگر این ادعا مستند و قابل اثبات باشد، سؤال مهمی شکل میگیرد: چرا چنین سابقهای در ارزیابی مدیریتی فرد مورد توجه قرار نگرفته و چرا امروز همان مدیر در موقعیتی قرار دارد که میتواند بر عملکرد مدیران دیگر اثر مستقیم بگذارد؟
از همینجا یک پرسش اساسیتر شکل میگیرد؛ آیا در شهرداری قم برای همه مدیران یک متر و معیار وجود دارد؟ اگر مدیری به دلیل عملکرد ضعیف باید تغییر کند، طبیعی است که این قاعده باید درباره همه اعمال شود؛ مدیر ستادی، مدیر منطقه، مدیر سازمان و هر فرد دیگری که در ساختار مدیریت شهری مسئولیت دارد. نمیتوان از مدیران اجرایی انتظار پاسخگویی داشت، اما مدیر ستادیای را که بنا بر برخی گلایهها و گزارشها برای مدیران کارآمد مشکل ایجاد میکند، از دایره ارزیابی خارج کرد. همچنین نمیتوان صرفاً بر اساس توصیه یا فشار افراد، مدیری را جابهجا کرد و بعد انتظار داشت بدنه شهرداری احساس کند شایستگی و عملکرد، مهمترین معیار ارتقا و استمرار مسئولیت است.
در این میان، نقش برخی اعضای شورای اسلامی شهر قم نیز نیازمند توجه است. شورا وظیفه نظارت و سیاستگذاری دارد و طبیعتاً میتواند درباره عملکرد شهرداری مطالبهگری کند؛ اما مرز میان نظارت قانونی و دخالت در انتصابات و جابهجاییهای مدیریتی باید کاملاً روشن باشد. اگر مدیران شهرداری احساس کنند برای ماندن یا رفتن، بیش از کارنامه اجرایی خود باید به فشارها و مناسبات بیرونی توجه کنند، ساختار مدیریتی بهتدریج از مسیر تخصص و شایستهسالاری فاصله خواهد گرفت. شهرداری قم با این حجم از مأموریت و مسئولیت، بیش از هر چیز به مدیرانی نیاز دارد که دغدغه اصلیشان حل مسئله شهر باشد، نه مدیریت مناسبات قدرت در داخل سازمان.
در نهایت، سؤال همچنان پابرجاست: شهرداری قم را چه کسانی مدیریت میکنند؟ فرامرز عظیمی بهعنوان شهردار، مسئول اصلی تعیین مسیر مدیریتی این مجموعه است و بیش از هر فرد دیگری باید بداند کدام مدیران کارآمدند و کدام مدیران نیازمند تغییر. انتظار از او این نیست که هیچ مدیری را جابهجا نکند؛ انتظار این است که هر تغییر، دلیل کارشناسی، معیار مشخص و منطق قابل دفاع داشته باشد. اگر مدیران کارآمد قربانی فشارهای بیرونی شوند و مدیرانی که عملکردشان محل سؤال است همچنان در موقعیت اثرگذاری باقی بمانند، این پیام خطرناک به بدنه شهرداری منتقل میشود که کارآمدی لزوماً مزیت نیست.
پایگاه خبری ثروت ایرانی نیز با هدف صیانت از منافع عمومی، موضوع تغییرات مدیریتی در شهرداری قم، نقش مدیران ستادی، عملکرد مدیران مناطق و سازمانها و هرگونه فشار یا دخالت احتمالی در این فرآیند را با جدیت دنبال خواهد کرد؛ چرا که مردم قم حق دارند بدانند چه کسانی برای مدیریت شهر تصمیم میگیرند و معیار این تصمیمها چیست.






