به گزارش پایگاه خبری ثروت ایرانی، رسانه در سالهای اخیر به یکی از مهمترین ابزارهای روایتسازی سازمانها تبدیل شده است؛ اما میان «ارتباط با رسانه» و «استفاده از رسانه» تفاوتی جدی وجود دارد. این تفاوت زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکند که یک نهاد اقتصادی، خود را حامی اقتصاد رسانه معرفی کند اما بخش مهمی از مواجههاش با رسانه، به استفاده از ظرفیت چند رسانه و چهره مشخص برای بازنمایی عملکرد خودش محدود شود.
این روزها اتاق بازرگانی، صنایع، معادن و کشاورزی قم در حال انتشار مجموعهای از کلیپها و گزارشهای تبلیغاتی درباره عملکرد سال ۱۴۰۴ خود است؛ محتوایی که با استفاده از ظرفیت برخی رسانهها و بلاگرها تلاش دارد تصویری پرحجم و موفق از فعالیتهای این مجموعه ارائه کند. اصل استفاده از ظرفیت تبلیغات و رسانه برای معرفی عملکرد یک سازمان محل اشکال نیست؛ هر مجموعهای حق دارد عملکرد خود را به جامعه معرفی کند. مسئله اما از جایی آغاز میشود که رسانه از یک نهاد مستقل برای اطلاعرسانی و مطالبهگری، به ابزاری برای روایت عملکرد سازمان تبدیل شود.
محمد ایرانی، رئیس اتاق بازرگانی قم، در دیدار با اهالی رسانه به مناسبت روز خبرنگار، بر نقش اثرگذار رسانهها در توسعه استان تأکید کرده و از ضرورت ایجاد مدلهای پایدار اقتصادی و حمایت هدفمند از رسانهها سخن گفته است. همچنین بر استفاده از ظرفیت اقتصادی بخش تولید برای حمایت از فعالیتهای تبلیغاتی و رسانهای در داخل استان تأکید کرده است. این نگاه در اصل قابل دفاع است؛ اما دقیقاً همین سخنان یک مطالبه جدی را متوجه خود اتاق میکند: اتاق بازرگانی قم در عمل چه نقشی در ایجاد و تقویت اقتصاد رسانه قم داشته است؟
آیا این اتاق توانسته میان ظرفیت اقتصادی واحدهای تولیدی و رسانههای استان یک مدل پایدار همکاری ایجاد کند؟ آیا برای توسعه بازار تبلیغات رسانههای محلی اقدامی انجام داده است؟ آیا ظرفیت نزدیک به سه هزار واحد تولیدی که همواره از آن سخن گفته میشود، در خدمت شکلگیری یک بازار واقعی برای رسانههای قم قرار گرفته است؟ آیا اتاق توانسته صنعت و رسانه را به یکدیگر متصل کند یا بخش عمده ارتباط اقتصادی آن با رسانه، در نهایت به تبلیغ و پوشش فعالیتهای خود اتاق محدود شده است؟
این پرسشها مهم است؛ زیرا حمایت از اقتصاد رسانه با خرید خدمات رسانهای برای روایت عملکرد یک سازمان تفاوت دارد. اگر یک سازمان برای تولید کلیپ، انتشار رپورتاژ یا پوشش رسانهای فعالیتهای خودش هزینه کند، در واقع برای روابط عمومی و تبلیغات خود هزینه کرده است؛ اما زمانی میتوان از «حمایت از اقتصاد رسانه» سخن گفت که این حمایت به توسعه بازار رسانه، ایجاد فرصت برابر، تقویت رسانههای حرفهای و شکلگیری ارتباط پایدار میان بخش خصوصی و رسانه منجر شود.
اتاق بازرگانی به دلیل جایگاهی که در اقتصاد استان دارد، بیش از بسیاری از دستگاهها میتواند چنین نقشی را ایفا کند. این نهاد به هزاران واحد اقتصادی دسترسی دارد و میتواند بخشی از ظرفیت تبلیغاتی بخش خصوصی را به سمت رسانههای محلی هدایت کند. اما اگر نتیجه این ظرفیت صرفاً آن باشد که برخی رسانهها و چهرههای رسانهای برای پوشش فعالیتهای اتاق مورد استفاده قرار گیرند، نمیتوان آن را یک مدل توسعه اقتصاد رسانه دانست.
مسئله، توجه به برخی رسانهها نیست؛ مسئله تبدیل این توجه به الگوی غالب ارتباطی است. طبیعی است که هر سازمانی بر اساس حوزه تخصصی، مخاطب یا کیفیت فعالیت با برخی رسانهها همکاری بیشتری داشته باشد. اما وقتی بخش مهمی از روایت عملکرد سازمان از مسیر چند رسانه مشخص عبور میکند، این پرسش شکل میگیرد که آیا رسانه در این رابطه یک شریک حرفهای است یا صرفاً یک کانال انتشار روایت سازمان؟
این مسئله زمانی جدیتر میشود که بدانیم در گزارش عملکرد روابط عمومی اتاق، «شفافیت، ارتباط مؤثر و اطلاعرسانی حرفهای» به عنوان شعار محوری مطرح شده و از ۱۶۰۰ خروجی رسانهای و ۴۳۰ نشست، رویداد و دیدار تخصصی سخن گفته شده است.
در مقابل، بررسی پایگاه اطلاعرسانی اتاق بازرگانی قم، تعداد اخبار و گزارشهای تصویری منتشرشده در سال ۱۴۰۴ را حدود ۵۲۰ مورد نشان میدهد. این اختلاف لزوماً به معنای نادرستی یکی از اعداد نیست و ممکن است تعریف «خروجی رسانهای» در گزارش روابط عمومی گستردهتر باشد؛ اما نکته مهمتر از اختلاف آماری، این است که حجم فعالیت رسانهای نباید با میزان اثرگذاری اشتباه گرفته شود.
حتی اگر عدد ۱۶۰۰ را بپذیریم، سؤال اصلی همچنان پابرجاست: این حجم تولید محتوا چه میزان اثر واقعی داشته است؟
همین مسئله درباره ۴۳۰ نشست، رویداد و دیدار تخصصی نیز صدق میکند. تعداد جلسه به خودی خود شاخص موفقیت نیست. آنچه اهمیت دارد نتیجه این جلسات است؛ اینکه چه مسئلهای از صنعتگر حل شده، چه مانعی از مسیر تولید برداشته شده، چه تصمیمی تغییر کرده و چه مطالبهای از بخش خصوصی به نتیجه رسیده است.
اتاق بازرگانی قرار نیست یک «دبیرخانه برگزاری جلسات» باشد. فلسفه وجودی آن، نمایندگی بخش خصوصی، مطالبهگری، تسهیلگری و اثرگذاری بر سیاستهای اقتصادی است. بنابراین اگر قرار است از عملکرد اتاق سخن گفته شود، بهتر است به جای تعداد جلسات و خروجیهای رسانهای، میزان حل مسئله و اثرگذاری اقتصادی سنجیده شود.
اما در این میان، یک موضوع مهمتر وجود دارد: رسانه نباید جای پاسخگویی را بگیرد.
روابط عمومی حرفهای صرفاً تولید خبر مثبت نیست. اگر یک سازمان فقط در زمان انتشار دستاوردها رسانه را بخواهد، اما هنگام طرح پرسشهای جدی یا نقد عملکرد، پاسخ روشنی ارائه نکند، نمیتوان از «ارتباط مؤثر» سخن گفت.
رسانه حرفهای زمانی معنا دارد که بتواند سؤال بپرسد؛ حتی سؤال ناخوشایند. بتواند عملکرد را نقد کند؛ حتی اگر نقد با روایت رسمی سازمان همخوان نباشد. و بتواند میان آنچه یک سازمان درباره خودش میگوید و آنچه در میدان اتفاق میافتد، فاصله را اندازهگیری کند.
در غیر این صورت، رسانه از «رکن نظارت و پرسشگری» به «تریبون روابط عمومی» تبدیل میشود.
این همان خطری است که باید درباره آن هشدار داد. استفاده ابزاری از رسانه لزوماً به معنای خریدن یک خبر یا انتشار یک رپورتاژ نیست؛ گاهی استفاده ابزاری از رسانه یعنی اینکه رسانه فقط در زمانی ارزشمند باشد که روایت مطلوب سازمان را منتشر کند و زمانی که قرار است درباره همان عملکرد پرسش کند، دیگر چندان مطلوب نباشد.
رسانه قم بیش از هر چیز از چنین رابطهای خسته است؛ رابطهای که در آن رسانه در زمان نیاز، «ظرفیت مهم» و «شریک توسعه» معرفی میشود، اما در زمان نقد و مطالبهگری، جایگاهش تغییر میکند.
اگر اتاق بازرگانی قم واقعاً به اقتصاد رسانه باور دارد، باید کمک کند رسانه بتواند از محل اقتصاد واقعی استان درآمد پایدار داشته باشد، نه اینکه صرفاً برای بازتاب فعالیتهای خود اتاق از ظرفیت رسانه استفاده کند.
و اینجا یک سؤال جدی دیگر مطرح میشود: در میان نزدیک به سه هزار واحد تولیدی که اتاق همواره از ظرفیت آنها سخن میگوید، سهم رسانههای قم از اقتصاد این بخش چقدر بوده است؟
اگر قرار است صنعت از رسانه حمایت کند، اتاق میتواند واسطه شکلگیری این رابطه باشد. اگر قرار است تبلیغات بخش خصوصی در رسانههای استان گردش پیدا کند، اتاق میتواند برای آن مدل ایجاد کند. اگر قرار است اقتصاد رسانه تقویت شود، اتاق میتواند به جای تمرکز صرف بر رسانههایی که برای خودش تولید محتوا میکنند، زمینهای فراهم کند که مجموعه رسانههای حرفهای قم از بازار اقتصادی صنعت و تولید بهرهمند شوند.
این همان تفاوت میان «حمایت از رسانه» و «مصرف رسانه» است.
از سوی دیگر، مسائل جدی اقتصاد استان همچنان پابرجاست. اظهارات اخیر منان رئیسی، نماینده مردم قم در مجلس شورای اسلامی، درباره بازنگشتن ۸۷ هزار میلیارد تومان ارز حاصل از صادرات توسط ۱۴ صادرکننده، بار دیگر موضوع تعهدات ارزی و کارآمدی سازوکارهای نظارتی را به یکی از مسائل مهم اقتصادی استان تبدیل کرده است. فارغ از ضرورت بررسی دقیق این ادعا، انتظار از اتاق بازرگانی در چنین موضوعاتی، صرفاً تولید خبر نیست؛ بلکه ارائه تحلیل تخصصی، دفاع از صادرکنندگان قانونمدار و پیگیری مسئله در چارچوب منافع واقعی بخش خصوصی است.
این همان جایی است که باید میان «روایت عملکرد» و «عملکرد واقعی» تفاوت گذاشت.
اتاق اگر صدای صنعت است، باید صدای صنعتگران در مسائل واقعی اقتصاد استان باشد؛ اگر حامی رسانه است، باید در توسعه اقتصاد رسانه نقش داشته باشد؛ و اگر مدعی ارتباط مؤثر است، باید ارتباطش با رسانه محدود به انتشار اخبار مثبت و کلیپهای عملکردی نباشد.
در نهایت، مسئله این نیست که چرا اتاق برای رسانه هزینه میکند. مسئله این است که این هزینه چه نسبتی با توسعه واقعی رسانه در قم دارد و چه نسبتی با بازنمایی عملکرد خود اتاق؟
رسانه نباید صرفاً ابزاری برای اثبات عملکرد یک نهاد باشد؛ رسانه باید یکی از ابزارهای سنجش عملکرد آن نهاد باشد.
اتاق بازرگانی قم اگر واقعاً میخواهد از اقتصاد رسانه حمایت کند، بهتر است پیش از آنکه درباره ضرورت این حمایت سخن بگوید، کارنامه خودش را در این حوزه روی میز بگذارد.
پرسش جامعه رسانهای قم ساده است:
اتاق بازرگانی قم برای تقویت اقتصاد رسانه چه کرده است؛ جز هزینهای که برای روایت و بازنمایی عملکرد خودش در رسانههای خاص انجام داده است؟
پاسخ به همین سؤال میتواند مشخص کند که با یک «حمایت واقعی از رسانه» مواجهیم یا صرفاً با مصرف رسانه برای ساختن تصویر مطلوب از عملکرد یک سازمان.






