ایران / جهانسیاستیادداشت / گزارش

امنيت پايدار در سايه دولت بيدار

امنيت يکي از نعمات خداوند بل اُم النعم است .چندانکه توان گفت که دولتي بالاتر از امنيت نيست. مقام امن در ايام صلح است و اين منزلت به هيچ توانگر ندهند. در معراج السعاده منقول است: « اگر کسي را از نعمتهاي خداوند هيچ چيز به غير از امنيت و صحت و قوت نباشد هر آينه نعمت بر او عظيم است و از عهده شکرش بر نيايد.» مسلماً در قران اين قرين بايد سر بر زمين نهيم و سپاس داريم خداي لطيف و دانا را که چنين تحفه اي سعد به ما ارزاني داشت . آن را گرامي کنيم و به فکرت خام از دست ندهيم.

امنيت و جمعيت , آسايش و  آرامش, راحت و فراغت,  فرصت و همتي فراهم نمايد از براي حکمت و معيشت . در سايه امنيت مردم فارغ از هر آشوب و شور , فتنه و شر , تشويق و اضطراب و خوف و خطر مي زيند؛ ايمن از دغدغه قتل و تاراج و اخذ مال و منال و هر مخافت ديگر. در  چنين احوالي  بخت خصم بخسبد و از دولت بيدار صد پرده خواب امن در چشم خلق بيفتد . آنگاه که اطراف بلاد از امن مزين است , هر کس تواند که خواب امن در اين روزگار کند . رعيت در پناه و زينهار؛ شاکي  و شاکر در راحت و خصب و فراغت؛ و اين است نظام دولت اسلام و سنت اسلام .

در  دارالحکومه اسلام , حتي يک در بسته شبها نيست ؛ البته غير چشمان عسس ؛ و خلق جملگي در ضمان شحنه و شبگرد, و در امان گزمه و داروغه و محتسب اند .  غزات خامل الذکر صاحب عصر (عج) راه کيد و بدسگالي دشمنان را بربندند . رعايا به نهايت صحت و غايت امنيت به سر برند و  بدره امانت در کف طرار نهند و لشکرآرايان و مرزداران کشور حفظ و حراست سرحدات و اطراف مملکت را از دشمنان بر ذمه خود شمرده و در امنيت طرق و شوارع سعي خود را مبذول دارند.  امير و فکر لشکر , درويش و خاطر امن و کنج قلندري!

باري , در سپهر امنيت است که علم و هنر و فضل و کمال چون خور و قمر عالم افروز  شود. اگر امنيت  نباشد فروغ فر و فرهنگ و فرزانگي بر هيچ کس نتابد و کس نتواند به کنج عافيت از بهر عيش بنشيند.  اگر امنيت نباشد جان و مال , آبرو و ناموس و دين خلق  در معرض هر هجمه و حمله است. عدم امنيت سبب بي انتظامي مهمات شود و حتي اختلال در کار حکومت افکند. طُرفه آنکه اين نکات اندر طراز لؤلؤ منثور رهبر روشن نظر نيز تأکيد رفته است.

آري , اگر  امنيت نبود نعره هاي موحش داعشيان  خواب امن از چشمان دانشيان ربوده بود. اگر امنيت  نبود کاميابي از هيچ  نعمت ميسر نبود. جمله نعمتها بي حضور او درد بود و جمله پيشرفتها آه سرد. اگر امنيت نبود مجالي براي زهد و صفوت و ايمان و رشد و تقوا و طاعت نبود . هيچ کاري تمشيت نمي شد و هيچ معاملت و مشارکت و معاونتي به کار نمي آمد . مرغ در سايه امن است که گرد هوا مي پرد و وحش از نعمت فيض نظام است که گرد کنام مي چرد.

در دوران ناامني, دغدغه معيشت و معرفت  در خاطر کس نگنجد. در جنگ و مشغله ,  به هر کران هزار آشوب و فتنه و شر شود . در اين آشوب تمامت در خروشند و نه مجالي که جام زندگي کردن بنوشند , بل فقط براي زنده ماندن بکوشند. جملگي همچو غرقه در درياي بيم به هر شاخ دست يازند و به چاره بکوشند تا به ساحل امن رسند .

در اين ساحل امن, مبادا پاره اي کج بصيرت به افسون طمع, کشتي اين ملت را در کام نهنگ افکنند. به آن سودائيان خام انديش بگوييد که ياوه کم گوييد و از اين جدال و سوداي محال دست برداريد  که با شکستن اين کشتي و غرق  شدن اين گنج و نظام در طوفان رعب و وحشت, برايتان فرشهاي بوقلمون نيفکنند و نعتهاي عجب نپراکنند.

ياد ايامي که ملک ايران چو بيت الحزن بود. امنيت از ميان برخاسته بود . هر کجا موشک بود و خون , ترور بود و شبيخون .  شور و غوغا و فغان از يسار و از يمين در رواق اخضر افتاده بود و هر لحظه شهيدي غرقه به خون روي خاک .

ياد آر اي فارغ  در محملي نشسته / شکرانه  فراغت از همرهان خسته .

آنانکه که افراشتند رايت امن و امان را و گستردند مفرش صلح و صفا را .آري:

رامش کشور ز شمشير سليمانيستي  / ور جز اينستي ايران آشفته و شيداستي

در آن ايام اگرچه دشمن سليح  و درم داد و لشکر براند اما رهبري و ملک و لشکر هر سه به هم موافق آمدند  و دشمن مخذول را مقهور کردند.  از اين روی, بايد بر  سپهبدان و اميران کشور و بر سپاه و لشکر خود بباليم که دشمن از تيغشان هراسان است. آنان بدين خيل و حشمت , در اقليم دشمن راندند و  پيل و کوسشان بشکستند و کلاه و نگينشان بگرفتند. آنان جان دادند تا آفتاب امن را گويند بتاب. اکنون نيز در قوت و قدرت, کشور را چنان استطاعتي است که : چو ديدي بسي آفرين خواندي / بر آن لشکر و جيش درماندي .

در وصف اين ژنده پيلان و مردان گُرد , چه خوب گفت کاروان سالار انقلاب که: « اگر سپاه نبود کشور هم نبود.» لذا با اين لشکر و حشم که در اوج قدرتند و ملک و ملت در سايه امنيت؛  پس اي طالب ره توفيق,  خوش بجنب و خوش زي و سعادت شمر اين امن و امان را . امنيت اگر هست در اين از اين جُند و حشم هست . امنيت اگر هست در اين ملک عجم هست . امنيت اگر هست در اين حصن حصين است . امنيت اگر هست در اين خلد برين است. بي شبهه , اين امنيت پايدار جز در سايه دولت بيدار ميسر نيست ؛ همو که به تعبير گلبن گلزار سيادت «چشمان بيدار نظام»  است و  صدر کبير, حضرت امام (ره) « سربازان گمنام امام زمان » ناميدش . اميد که ظل اين امن و امان بر آفاق بگسترد و زمين و زمان به عدل صاحب عصر(عج)  بيارايد.  اما سايه اين امن و امان,  آفتاب عدل و احسان بايدش؛ زيرا: هرکجا عدل و امن روي نمود/ خلق در رأفت و خوشي آسود .

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا